<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>پرانتز بسته</title>
<link>http://qazal.blogfa.com/</link>
<description>1=1</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 02 Nov 2006 15:52:12 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>پرسش تخصصی</title>
<link>http://qazal.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;سلام ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خیلی دلم می خواد بدونم وقتی می گن : در ایران سه میلیون بیکار داریم ، منظورشون سه میلیون انسانه ، یا فقط سه میلیون انسان مدکر ؟!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 02 Nov 2006 15:52:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qazal&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>qazal</dc:creator>
<guid>http://qazal.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ارتباط دوشیزه گی با یافتن شغل ؟</title>
<link>http://qazal.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;سلام ...&lt;BR&gt;نشسته ام پای اینترنت .صفحه ای را باز می کنم که فرمی است برای استخدام در یک شرکت . فکر می کنید نخستین پرسش این فرم چه باشد ؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;عنوان : آقا&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; خانم&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;دوشیزه &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG class=smiley dir=rtl onmouseover=&quot;hoverSmiley(this, &apos;in&apos;)&quot; title=عصبانی style=&quot;FILTER: progid:DXImageTransform.Microsoft.BasicImage(grayscale=0)&quot; onclick=&quot;insertSmiley(&apos;عصبانی&apos;)&quot; onmouseout=&quot;hoverSmiley(this, &apos;out&apos;)&quot; src=&quot;http://commenting.persianblog.com/images/smileys/angry.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ببخشید ! ولی این شغل هیچ ربطی به سکس و این حرف ها نداشت که دوشیزه بودن یا نبودن یک فرد مهم باشد یا نباشد ! این شغل فقط یک شغل اداری در یک اداره ی دولتی بود !&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 27 Oct 2006 15:29:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qazal&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>qazal</dc:creator>
<guid>http://qazal.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آگاهی برای برابری</title>
<link>http://qazal.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;سلام ...&lt;BR&gt;آمد توی مغازه و با لرزشی غمگين در صدايش گفت : « تو اين چيزها را می دانستی ؟! » جزوه ی &lt;A href=&quot;http://we-change.org/&quot; target=_blank&gt;کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین ضد زن&lt;/A&gt;&amp;nbsp;در دست هايش بود . با لرزشی خوش حال در صدایم گفتم : « اين جزوه دست تو هم رسيده ؟! »&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دختری است که اصلن اهل اين برنامه ها نبوده . فقط به فکر قر و فر و دوست پسر و اين حرف ها . مثل خيلی از بچه های هم سن و سالش ... اما انگار برايش مهم شده بود ! ازم خواست برايش راجع به فعاليت های زنان توضيح بدهم و ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یک ساعت بعد دوباره آمد توی مغازه و گفت : شماره ی « جلوه جواهری » را گرفته م . می خواهم زنگ بزنم اعلام آمادگی کنم برای فعالیت در کمپین ! »&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* این کمپین هیچ نتیجه ی ای در زمینه ی تغییر قوانین هم نداشته باشد ، دست کم می تواند هزاران هزار زن و مرد را که نمی دانند قوانین دارد چه بلایی سر زن ها می آورد ،&amp;nbsp;آگاه کند . &lt;A href=&quot;http://we-change.org/&quot; target=_blank&gt;خدا قوت&lt;/A&gt; !&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Oct 2006 19:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qazal&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>qazal</dc:creator>
<guid>http://qazal.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سیاه بازی !</title>
<link>http://qazal.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=title&gt;&lt;A href=&quot;http://www.persianblog.com/news/entry.asp?module=news&amp;amp;id=426&quot; target=_blank&gt;مسابقه وبلاگ نويسي با موضوع زن&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=title&gt;جالبه ! من می خوام بدونم به کی می خوان جایزه بدن ؟ به کدوم یکی از فمینیست هایی که خودشون وبلاگاشون رو فیلتر کرده ن ؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=title&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=title&gt;پی نوشت :&lt;BR&gt;هی کی بتونه حدس بزنه این &lt;A href=&quot;http://www.persianfemale.com/&quot; target=_blank&gt;پرتابل بانوان ایران &lt;/A&gt;قراره چی کار کنه جایزه داره .&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 02 Jul 2006 12:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qazal&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>qazal</dc:creator>
<guid>http://qazal.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اخبار مردانه !</title>
<link>http://qazal.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سلام ...&lt;BR&gt;مسابقات شطرنج رده های سنی آسیا در تهران برگزار شد . امروز روز آخر اين مسابقات بود . فارغ از نتيجه ی تيم های ايرانی ، می خواهم به نکته ی مسخره ای که هميشه هم در اخبار ورزشی تکرار می شود اشاره کنم .&lt;BR&gt;گوينده ی اخبار ، اشاره به پايان اين مسابقات و قهرمانی هند می کند و سپس گزارشگر با چند شطرنج باز کودک و نوجوان گفت و گو می کند . حدس می زنيد اين چند نفر دخترند يا پسر ؟ پاسخ : پسر هستند ! در اين گزارش هيچ اشاره ای به حضور دختران در اين مسابقات نمی شود . در صورتی که اين مسابقات در دو قسمت دختران و پسران برگزار شده بود ! &lt;BR&gt;دلم نمی خواهد حرف های تکراری راجع به تفکر جامعه نسبت به زنان و دختران و اين که فرض بر این است که زنان جنس دوم هستند بگويم . حرف های بيهوده ای است ...&lt;BR&gt;نود درصد اخبار ورزشی شبکه ی خبر و اخبار ساعت شش و چهل و پنج دقيقه ی شبکه ی سه&amp;nbsp; به ورزش مردان اختصاص دارد . و از اين ميان تنها در بخش خبر ورزشی ساعت يک و ربع شبکه ی سه ، يک قسمت اخبار ورزشی بانوان وجود دارد ! مسخره است : ابتدا به اخبار ورزشی توجه کنيد و سپس همکارم اخبار ورزشی بانوان را تقديم می کند ! &lt;BR&gt;يعنی اين که ورزش مردان يک کل است و ورزش زنان زيرمجموعه ای از اين کل ! برگزاری مسابقات تنيس فيوچرز مردان در حالی که ما فقط نام تنيسورها را می دانيم و حتا به چهره هم آنها را نمی شناسيم ، مهم تر از برگزاری مسابقات سراسری مثلن کاراته يا واليبال زنان است . &lt;BR&gt;به اين دو جمله دقت کنيد :&lt;BR&gt;*تيم ملی فوتبال ايران فردا عازم آلمان می شود .&lt;BR&gt;*تيم ملی فوتبال بانوان ايران با تيم فوتبال زنان برلين مسابقه خواهد داد . &lt;BR&gt;می خواهم بپرسم چرا قيد مردان در جمله ی اول نبايد به کار برود ؟&lt;BR&gt;در مورد هيچ کدام از اخبار ورزشی کلمه ی مردان به کار نمی رود ولی تا به زنان می رسند تاکيد می کنند : تيم بانوان .... بانوی تکواندوکار ...&lt;BR&gt;مسئله اين است که فرض بر اين است که ورزش ٬ کار ٬ علم ٬ هنر و خيلی چيزهای ديگر ، فعاليت های مختص مردان هستند و گه گاه زنان خودشان را قاتی اين برنامه ها می کنند که بايد حتمن به آن اشاره شود !&lt;BR&gt;واقعن لزومی دارد که بخش جداگانه ای به نام اخبار ورزشی بانوان وجود داشته باشد ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پی نوشت : آن وقت من از خوشحالی برد تيم ملی فوتبال مردان آلمان برابر تيم فوتبال مردان آرژانتين خودم را خفه می کنم . يکی نيست بهم بگويد : آخر زن ! به تو چه !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پی نوشت ۲ : ولی دليل نمی شود با افتخار به &lt;A href=&quot;http://rooderaavi.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;حضرت رود راوی&lt;/A&gt;&amp;nbsp;نگويم : برو بچه قرتی آرژانتينی ! برو جوجه !!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Jun 2006 19:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qazal&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>qazal</dc:creator>
<guid>http://qazal.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زوال عقل</title>
<link>http://qazal.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;یک فیلم نامه ی غم انگیز&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مکان : دانشگاه – بازیگران : من و یک خانم محترم تقریبن دوست داشتنی حدودن 19 ساله&lt;BR&gt;( در کشاکش بحثی طولانی ) :&lt;BR&gt;من : ... یا مثلن چرا حتمن باید دختر برای ازدواج از پدرش اجازه بگیره ؟&lt;BR&gt;خانم : خب ... زن ها ماهی یک هفته عادت ماهیانه دارن و تو این یک هفته عبادت نمی کنن ...&lt;BR&gt;من : ( لب هایم را به هم می فشرم )&lt;BR&gt;خانم : ... و توی این یک هفته ایمانشون ضعیف می شه ...&lt;BR&gt;من : ( ابروهایم بالا می روند )&lt;BR&gt;خانم : و در نتیجه عقلشون کم می شه !&lt;BR&gt;من : ( ابروهایم به فرق سرم می چسبند )&amp;nbsp; این چرت و پرتا چیه ؟ ...&lt;BR&gt;خانم : قبول کن ! در نتیجه ما زن ها عاقل و منطقی نیستیم و برای کارهای عقلانی مثل ازدواج احتیاج به اجازه داریم ...&lt;BR&gt;من : ( صدایم هم همراه ابروهایم بالا می رود ) برو بیرون تا چیزی بهت نگفتم ... برو بیرون !&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* فیلم نامه در همین جا تمام می شود . شما می توانید هر پایانی برای آن در نظر بگیرید !&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Jun 2006 19:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qazal&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>qazal</dc:creator>
<guid>http://qazal.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تفال</title>
<link>http://qazal.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>از آتش ناپیدا دارم دل بریانی&lt;BR&gt;فریاد مسلمانان از دست مسلمانی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;حضرت مولانا&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 11 Feb 2006 21:32:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qazal&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>qazal</dc:creator>
<guid>http://qazal.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همان گناه همیشه ...</title>
<link>http://qazal.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;سلام ...&lt;BR&gt;تو اتاقم آینه دارم ؛ سه تا ! اما دیگر هیچ وقت خودم را توی آنها نگاه نمی کنم ؛ از روزی که آن طور گفتی ! هر وقت از جلوشان رد می شوم ، تو را می بینم که صورتت را آورده ای جلو و می خواهی ببوسی ام ! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;... اما تو که نیستی و من که حتی غبار روی آینه ها را پاک نمی کنم ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما تو که نیستی و من که وحشیانه به روی خودم چنگ انداخته ام تا تاب بیاورمت !&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تو نیستی و گناه من همین است : نبودنت !&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 11 Feb 2006 11:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qazal&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>qazal</dc:creator>
<guid>http://qazal.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وبلاگ به وبلاگ می رسه ..</title>
<link>http://qazal.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>سلام ... 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انگار قسمته سالی یه بار بیایم این جا بنویسیم !&lt;BR&gt;پرشین بلاگ باز خرابه ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برمی گردم ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 10 Feb 2006 09:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qazal&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>qazal</dc:creator>
<guid>http://qazal.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>...</title>
<link>http://qazal.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;محمود می گويد : « کم نيار ، مرد . کم نيار ... »&lt;BR&gt;« عاشق نيستی ... »&lt;BR&gt;« عاشق بودن چه کار به کابل خوردن دارد ؟ »&lt;BR&gt;علی لبخند می زند « مجنون رو می برن پيش طبيب که حجامتش کنن . گريه می کنه . می گن تو که اهل ترس نبودی . می خنده و می گه « ليک از ليلی وجود من پر است . » حالا طول می کشه تا بفهمی چی می گم.» *&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=1&gt;از کتاب : انگار گفته بودی لیلی - نوشته ی سپیده شاملو - نشر مرکز&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;</description>
<pubDate>Thu, 23 Dec 2004 19:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qazal&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>qazal</dc:creator>
<guid>http://qazal.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
